الشيخ محمد علي الگرامي القمي

44

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

اگر يك روحانى در وسط خيابان چيزى بخورد ، مىگوييد خلاف عدالت است . آن وقت پيامبر معصوم ، همسرش را روى دوش خود سوار كند كه موسيقى گوش دهد . آيا مىشود اين نقلهاى تاريخ را پذيرفت ؟ با اين همه ، صحيح بخارى ، روايت ثقلين : « انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى » را كه همهء كتب حديثى نقل كرده‌اند ، نقل نكرده است . در كتب شيعه و سنى اين حادثه نقل شده كه : وقتى پيامبر فرمود : « ايتوتى بقلم و دوات لا كتب شيئا لن تضّلوا بعدى » « 1 » همهء تواريخ به صراحت ذكر كرده‌اند كه : فقال عمر : دعوه انّ الرّجل ليهجر « 2 » ولى در صحيح بخارى مىگويد : فقال رجل . . . كه تاريخ به اين روشنى را به راحتى تحريف مىكند . وقتى مىدانيم خلفا با اهل بيت دشمنى داشته‌اند و تمام اين تواريخ نيز زير نظر اينها نوشته شده ، چطور مىتوان به گفتهء آنها اعتماد كرد ؟ كتاب « صحيفهء سجاديه » بعد از مدّتهاى مديد پيدا شد . كتاب « سليم بن قيس هلالى » تا مدتها مخفى بود . كسى را جرأت آن نبود كه فضايل اهل بيت را بر شمارد ، هر كسى مىفهمد كه اين روايات به نفع دستگاه حكومت و خلافت است ، چون خلفا مىگويند : ما دينتان را حفظ كرديم . ما قرآنتان را جمع آورى كرديم . پس اگر قرآن را اينها جمع كرده‌اند ، پيامبر و ائمه براى چه كارى مبعوث شدند و به امامت رسيدند ؟ پيامبر و ائمه براى قرآنند . قرآن را هم كه شما مىگوييد عمر آورده است . اگر قرآن را صحابه جمع كرده‌اند . زير نظر حكومت بوده واحدى جرأت مخالفت با خليفه را نداشته است . اجتهاد عمر در مقابل نصّ عمر با صراحت گفت : « متعتان كانتا محلّلتين فى زمن رسول اللّه و انا احرّمهما ؛ دو متعه « 3 » در زمان پيامبر حلال بودند و من هر دو را حرام مىكنم . گفت : به جاى « حّى

--> ( 1 ) - پيامبر فرمودند : قلم و دواتى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز بعد از من گمراه نشويد . ( 2 ) - عمر گفت : او را رها كنيد ، هذيان مىگويد . ( 3 ) - مراد حج تمتّع و متعهء زنهاست .